close
چت روم
اعتراف میکنم ...
شنبه 30 تیر 1397
اعتراف میکنم ...
جای تبلیغات شما
سرمایه ها
آخرین ارسالی های انجمن

درحال بارگذاری ....
عنوان پاسخ بازدید توسط
0 4 bhrprn
0 63 zeyyynab20
0 46 zeyyynab20
0 35 zeyyynab20
0 34 zeyyynab20
0 34 zeyyynab20
0 38 zeyyynab20
0 32 zeyyynab20
0 40 zeyyynab20
0 43 zeyyynab20
0 52 zeyyynab20
0 68 zeyyynab20
0 165 helena
0 152 helena
0 139 helena
درباره ما

سایتی برای گذراندن به صرفه .قت در کنار خانواده مطالب آشپزی جوک عاشقانه عکس و........ شعار ما :به امید روز بزگ تر IN HOPES OF DAY BIGGER

در کانال بیا توفان عضو شوید
با عضویت در کانال بیا توفان از جدید ترین مطالب
بیاتوفان در تلگرام خود اگاه شوید همینطور در کانال
مطالب هایی مانند عکس و جوک و فیلم انواع اموزش ها
و...... قرار میگیرد

http://up.98love.ir/up/mamadzar/tools/sorati/1/1%20%2822%29.gifبرای عضویت با گوشی اینجا کلیک کنیدhttp://up.98love.ir/up/mamadzar/tools/sorati/1/1%20%2822%29.gif

http://up.98love.ir/up/mamadzar/tools/sorati/1/1%20%2822%29.gifبرای عضویت با کامپیوتر اینجا کلیک کنیدhttp://up.98love.ir/up/mamadzar/tools/sorati/1/1%20%2822%29.gif

پنل کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
آیا میدانید ..
کد ابزار وبلاگ
اتاق آرزو
نظر سنجی
پسری یا دختر؟


نظر سنجی
نظرتون درباره سایت بیا تو فان



نظر سنجی
تو کدام قسمت ایران هستید





خبرنامه
خبرنامه
با عضویت در خبرنـــــــــامه می توانید آخرین مطالب سایت را در ایمیل خود دریافت کنید .

آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 205
  • کل نظرات : 47
  • آمار کاربران
  • کل کاربران : 66
  • افراد آنلاین : 2
  • آمار بازدید
  • بازدید امروز : 182
  • بازدید دیروز : 1,235
  • بازدید هفتگی : 3,004
  • بازدید سالانه : 7,364
  • اطلاعات
  • امروز : شنبه 30 تیر 1397
  • آی پی شما : 54.162.123.74
  • مرورگر شما :
تلگرام

اعتراف کنم
  • تعداد بازدید : 591
  • من اعتراف میکنم تو بچگی وقتی سوار اتوبوس مشدم واتوبوس تو چهار راه دور میزد وهمه تو اتوبوس یه وری میشدن من میله اتوبوس رو به برعکس میکشیدم تا اتوبوس چپ نکنه بعدش فکر میکردم اگه من نبودم اتوبوس چپ میکرد

    ------------------------------ -    ------------------------------ -

    من اعتراف می کنم که همیشه فکر می کردم چقدر دیگران احمقند که مثل من فکر نمی کنند

    ------------------------------ -    ------------------------------ -

    اعتراف میکنم وقتی بچه بودم مینشستم بغل مورچه ها باهاشون بازی میکردم تا گازم بگیرن ببینم دندوناشون کو!!!!!!!



    ------------------------------ -    ------------------------------ -

    من اعتراف می کنم که وقتی بچه بودم؛ موی سر افراد خانواده و دیگران را می کشیدم و آن ها را با این کار عصبانی می کردم!

    ------------------------------ -    ------------------------------ -


    اعتراف می کنم در بچگی از علف خوردن اسب خوشم میومد،یکبار خودم امتحان کردم.

    ------------------------------     ------------------------------ -

    اعتراف می کنم: وقتی بچه بودم فکر میکردم تو دستشویی خونمون که خارج از خونمون بود یه جادوگر زندگی می کنه واسه همین همیشه با در باز دستشویی می کردم .و وقتی کارم تموم می شد احساس می کردم قلبم تو حلقم گیر کرده!

    ------------------------------     ------------------------------ -

    نویسنده : mahdi azad تاریخ : پنجشنبه 05 تير 1393 امتیاز :
    موضوعات : مطالب طنز , اعتراف میکنم ... ,
    اعتراف
  • تعداد بازدید : 616
  • اعتراف میکنم در مهد کودک که بودم یک در بر روی دیوار نقاشی شده بود و من میخواستم از آن در رد بشم

    ------------------------------ -    ------------------------------ -

    من اعتراف میکنم که فکر میکردم قدیم رنگا سیاه وسفید بودن ازروی فیلم های قدیمی

    ------------------------------ -    ------------------------------ -

    من اعتراف میکنم وقتی بچه بودم در تیر برق ترسیدم
    آن هم ترسم از این بود که وقتی داشتم بیرون میرفتم بازی گوشی بچه ها باعث شد تا سیم های تیر برق به هم برخورد کنند و صدای ناهنجاری تولید کنه بخاطر همین از تیر برق ترسیدم .



    ------------------------------ -    ------------------------------ -


    من اعتراف میکنم که در بچگی احساس میکردم اجسام جون دارن/ وبهشون حس عجیبی داشتم مثلا اگه یه شیشه شیر از شیشه های دیگه جدا میموند دلم
    براش میسوخت و احساس میکردم الان اون ناراحته و دلم براش میسوخت و میزاشتمش پیشه بقیه . فکر کن.

    ------------------------------ -    ------------------------------ -

    اعتراف می کنم من با این که دانشجوام ولی بازم شبا با عروسکم می خوابم:-)‎

    نویسنده : mahdi azad تاریخ : پنجشنبه 05 تير 1393 امتیاز :
    موضوعات : مطالب طنز , اعتراف میکنم ... ,
    اعتراف می کنم
  • تعداد بازدید : 655
  • من اعتراف می کنم بچه که بودم خیلی مورچه ها را دوست داشتم و یه بار که یکی داشت اذیت شون می کرد با لگد زدم تو صورتش !
    اعتراف می کنم تو بچگی دوست داشتم توی آمپول آب کنم بپاشم به دیگران
    اعتراف می کنم زمانی که دیبستان می رفتم یه کپسول انداختم تو بخاری مدرسه، تا سه روز مدرسه به خاطر بوی گندش تعطیل شد!

    ------------------------------ -    ------------------------------ -

    من وقتی بچه بود از بورونکا توی کارتون چوبین و پدر هاکل برفین می ترسیدم و وقتی می دیدمشون می رفتم یه جا قایم می شدم

    ------------------------------ -    ------------------------------ -


    وقتی بچه بودم فکر می کردم میتونم با نردبان برسم به آسمون


      ------------------------------ -    ------------------------------ -

    اعتراف میکنم تو بچگی هر وقت با آبجیم دعوام میشد تمام مداد رنگی هاشو از دو طرف تراش میکردم .

    ----------------------------- -    ------------------------------ -

    بچه که بودم فکر می کردم در زمان های قدیم همه چیز سیاه و سفید بوده بعدا با پیشرفت علم همه چیزو رنگ زدن. همش پیش خودم می گفتم بنده خداها چه قدر زحمت افتادن!!!

    نویسنده : mahdi azad تاریخ : پنجشنبه 05 تير 1393 امتیاز :
    موضوعات : مطالب طنز , اعتراف میکنم ... ,

    Up Page
    
    نجوم | آپلود
    کبوتران زمینی | گالری عکس
    بازی آنلاین | قیمت طلا
    کد پرش به بالای صفحه وب
    برای عضویت در چنل بیا توفان در تلگرام همین الان اقدام کنید !

    آموزش کدنویسی